loading...

وبگاه جهانی سلام

International Web Of Salam (Islamic Republic of Iran)

بازدید : 771
يکشنبه 3 اسفند 1398 زمان : 20:07
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

وبگاه جهانی سلام

در ١۶ ژوئیه، اولین آزمایش موفقیت‌آمیز بمب اتمی‌در سایت ترینیتی، واقع در ٣٠٠کیلومتری جنوب منطقه لوس‌آلاموس، به انجام می‌رسد.
سازنده این بمب، رابرت اوپنهایمر از وابستگان روچیلدها (پر نفوذ ترین خانواده یهودی معاصر) است!
وی به‌خاطر نقشش در پروژه منهتن (پروژه‌ای در زمان جنگ جهانی دوم که به ساخت اولین بمب اتمی‌منجر شد) در جهان به‌عنوان پدر بمب اتمی‌شناخته شده است.
او پس از موفقیت آزمایش، با کمال بهت و حیرت می‌گوید: «من خودِ مرگ شده‌ام، نابودکنندهٔ جهان»!
او درست می‌گوید. در مدت فقط یک ماه، انفجارهای اتمی‌در هیروشیما و ناکازاکی ژاپن، منجر به مرگ ١۴٠هزار نفر در هیروشیما و ٨٠هزار نفر در ناکازاکی می‌شود.
در ١٩ ژوئن، جولیوس و اتل روزنبرگ، به‌خاطر جاسوسی در آمریکا اعدام می‌شوند.
آنان در خلال جلسه‌ای از مجمع کمونیست‌های جوان در آمریکا یکدیگر را ملاقات می‌کنند و در حال ارائه‌ی اخبار محرمانه‌ای در خصوص ساخت بمب اتمی‌به اتحاد جماهیر شوروی بودند که دستگیر می‌شوند.
این دو نفر، علاقه‌ی بسیاری به شوروی داشتند و البته یهودی نیز بودند.
از دلایل اصلی ترور جان اف کندی این واقعیت بود که او به نخست‌ وزیر اسرائیل دیوید بن گوریون قاطعانه اعلام کرده بود تحت هیچ شرایطی با هسته‌ای شدن اسرائیل موافقت نخواهد کرد.
روزنامه اسرائیلی‌هاآرتص در ۵ فوریه ١٩٩٩ در بررسی کتاب آونر_کوهن با عنوان «اسرائیل و بمب» در خصوص این موضوع می‌نویسد:
«قتل رئیس جمهور آمریکا جان. اف. کندی، پایانی غیرمنتظره بر فشار گسترده‌ای بود که دولت ایالات متحده در مورد توقف برنامهٔ هسته‌ای به دولت اسرائیل وارد می‌کرد … کتاب حاضر به‌طور ضمنی بیان می‌کند که اگر کندی زنده می‌ماند، بعید بود که اسرائیل امروز گزینهٔ هسته‌ای در اختیار داشته باشد.»
اسرائیل به شکل غیرقانونی اقدام به خرید اورانیوم غنی شده از «شرکت مواد و تجهیزات هسته‌ای» (NUMEC) می‌کند.
ریچارد اسمیت، مالک شرکت میلکو، به اتهام قاچاق دستگاه‌های زمان‌بندی هسته‌ای به اسرائیل متهم شناخته می‌شود.
دکتر کیتی لیتل دانشمند سابق هسته‌ای ادعا می‌کند که روچیلدها در حال حاضر کنترل ٨٠درصد از ذخایر اورانیوم سراسر جهان را در دست دارند که این موضوع حاکی از انحصار آنان بر قدرت هسته‌ای است.
اداره‌ی تحقیقات وزارت دفاع آمریکا نیز یادداشتی را منتشر می‌کند که به پیمانکاران ارتش ایالات متحد هشدار می‌دهد: اسرائیل به شکلی تجاوزکارانه در حال جمع‌آوری فن‌آوری نظامی‌و صنعتی (ایالات متحد) است.
این گزارش بیان می‌کند که: اسرائیل با «هدف قراردادن اقلیت‌ها، سودجویی مالی و شناسایی و سوءاستفاده از نقاط ضعف اتباع آمریکایی» اقدام به جمع‌آوری اطلاعات می‌نماید.
مردخای وانونو، یهودی سفاردی و از کارشناسان دیمونا از سال ١٩٧۶ تا ١٩٨۶، پی می‌برد که این مرکز به‌طور مخفیانه در حال تولید تسلیحات هسته‌ای است.
او اطلاعات و تصاویری را در اختیار لندن ساندی تایمز قرار می‌دهد که جهانیان را از برنامهٔ اسرائیل برای تولید تسلیحات هسته‌ای مطلع می‌سازد.
مدارکِ او نشان می‌دهد که اسرائیل بیش از ٢٠٠ کلاهک هسته‌ای ذخیره کرده است.
در روز ٣٠ سپتامبر، شریل بن توف، عامل اسرائیلی موساد، با نام سیندی و با تظاهر به عنوان یک گردشگر آمریکایی، دست به عملیات می‌زند و به‌تدریج با وانونو رابطه برقرار می‌کند و در نهایت او را متقاعد می‌سازد تا در یکی از روزهای تعطیل، همراه او به رم سفر کند.
وانونو همین که وارد رم می‌شود، یهودیان به‌جای اقدام از مجاری قانونی و قانون استرداد مجرمین، عوامل موساد را برای ربودن وانونو اعزام می‌کنند و با بی‌هوش کردن و بردن وانونو به ساحلی متروکه، او را مخفیانه با یک کشتی باری به اسرائیل می‌برند.
پس از برگزاری محاکمه‌ای مخفی، وانونو به جرم خیانت و جاسوسی به ١٨سال زندان محکوم می‌شود.
این اتهامات در حالی‌است که وانونو نه برای هیچ قدرت خارجی جاسوسی کرده بود و نه برای این افشاگری‌اش پولی دریافت کرده بود.
در خلال برگزاری محاکمه، دولت اسرائیل از پذیرش یا رد این مسئله که آیا اسرائیل تسلیحات هسته‌ای در اختیار دارد یا خیر، امتناع می‌ورزد!
منبع: کتاب صهیونیسم در مسیر سلطه، نوشته: اندرو کارینگتن هیچکاک

۹۸/۱۱/۳۰

وبگاه منتظران

بازدید : 478
يکشنبه 3 اسفند 1398 زمان : 20:07
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

وبگاه جهانی سلام

جبههٔ یهود برای نفوذ به درون حاکمیت، در پی کسی بودند که از عهدهٔ دو مأموریت برآید:

در کنار رسول‌خدا به‌گونه‌ای رفتار کند که مسلمانان او را شخصیتی برجسته و توانمند برای خلافت بشناسند.

سازمانی ایجاد کرده و کسانی را گرد هم آورد که حکومت او را به‌رسمیّت بشناسند؛ همچنین کسانی باشند که در حمایت از او تلاش کنند و مسلمانان را گرد او جمع نمایند.

ابوبکر بهترین گزینه برای انجام این مأموریت شناخته شد.

شرایط و جایگاه اجتماعی ابوبکر او را گزینهٔ مناسبی برای نفوذ ساخته بود. در حالی‌که گروندگان به پیامبر نوعاً جوان هستند، ابوبکر تنها ٣سال از پیامبر کوچک‌تر است. مسلمانان هرگاه دور رسول‌الله جمع شوند و او را نیز کنار رسول‌الله ببینند، به‌دلیل سنّ بالای ابوبکر، او را به‌عنوان نفر دوم اسلام می‌شناسند. بدیهی است اگر کسی با قصد و انگیزه نیز بخواهد این نقش را بازی کند، موفق‌تر خواهد بود.

افزون بر این‌ها، او در مکه صاحب‌نام بود و به بدی شهرت نداشت. بنابراین اگر در این سیستم نفوذ یابد، طبیعتاً در بین اصحاب رسول‌الله شهرت خواهد یافت.

وضعیت مسلمانان در مکه نیز زمینه را فراهم‌تر کرده بود. هستهٔ اصلی اسلام، پس از علنی شدن بیش از ۴٠نفر نبود که به‌تدریج افراد دیگر به آنها اضافه گردیده و گرد هم می‌آمدند.

او با این ویژگی‌ها و با پشتوانهٔ برنامه‌ریزی قوی، به آسانی می‌توانست خود را به‌عنوان شخص برجسته پس از رسول‌خدا به مسلمانان مهاجر معرفی کند.

ممکن است این شبهه پیش آید که رفتارهای ابوبکر، مثبت و در جهت تقویت اسلام بوده است! اما ابوبکر و یارانش در واقع به رسول‌خدا (ص) ایمان نداشتند و رفتارهایی که نقل شد، ظاهری نمادین از دین داشت و در حقیقت برای انگیزه‌های غیرخدایی صورت می‌گرفت.

آنان قصد داشتند با این رفتارها نزد مردم شخصیت و مقامی‌کسب کنند تا در زمان مناسب بتوانند خلافت را از مسیر خود منحرف نمایند.

ما برای این ادعا که ابوبکر و یارانش هیچ‌گاه به رسول‌خدا (ص) ایمان نیاوردند، سه شاهد می‌آوریم:

امیرمؤمنان (ع) در بیانی پیش از جنگ صفین می‌فرمایند: «هیچ‌کدام از این سه نفر (ابوبکر، عمر و عثمان) با رسول‌خدا (ص) پیشینه و سابقه‌ای را نداشتند». معلوم است منظور ایشان عدم پیشینهٔ مثبت است، چرا که آنان در بسیاری از جریانات صدر اسلام حضور داشتند. آنان سابقه‌ای که به نفع اسلام و رسول‌خدا (ص) بوده و با انگیزهٔ الهی باشد، ندارند.

امام علی (ع) در جای دیگر می‌فرمایند: اگر قریش اسم رسول‌خدا (ص) را وسیله‌ای برای رسیدن به ریاست و عزّت قرار نمی‌دادند، هرگز خداوند سبحان را پس از رحلت پیامبر به‌اندازه‌ی یک روز هم عبادت نمی‌کردند.

حذیفه در بیانی می‌گوید: قسم به خدا، اینان (ابوبکر و یارانش) اعمالی انجام دادند که کاشف از این است که به‌اندازه‌ی یک چشم به هم زدن به خدا و رسول‌خدا (ص) ایمان نداشتند.

در ادامه، به بیان جزئیات برنامه‌های ابوبکر در نفوذ به سازمان حکومتی پیامبر خواهیم پرداخت.

الف: شخصیت پردازی

ابوبکر در بین مردم مکه صاحب‌نام بود و جایگاه ویژه‌ای داشت. روشن است که مسلمانان از اسلام آوردن او خشنود شده باشند و او نیز برای انجام مأموریت خود، سعی داشت این ذهنیّت را همواره زنده نگه‌دارد؛ بنابراین در این راستا دست به تلاش‌هایی چند زد:

همراهی با رسول‌خدا (ص):

ابوبکر، همواره در تلاش بود که مردم او را در زمرهٔ صحابیان خاص پیامبر (ص) بشناسند و در رسیدن به این مقصود، در صدد ملازمت با پیامبر (ص) در رویدادهای تاریخ‌ساز و مهم اسلام بود. وی می‌خواهد خود را رنج‌کشیده برای اسلام معرفی کند؛ کسی که در شناساندن پیامبر اکرم (ص) به مردم کوشش فراوان کرده است. با این کار، مردم با شناخت پیامبر (ص) او را نیز می‌شناسند. حضور ابوبکر در «بیعت عقبه دوم» یکی از این موارد است.

کمک‌های مالی:

اقدام دیگر ابوبکر برآوردن نیاز مالی اسلام و مسلمانان بود. با این شیوه مسلمانان اعتماد کاملی به ابوبکر و حُسن‌نیّت او می‌یافتند. برای نمونه، برخی معتقدند ابوبکر بلال حبشی را پس از اسلامش از صاحب او خریداری کرد. بنابراین وقتی ابوبکر به حکومت می‌رسد، تاریخ مبارزه‌ای از بلال با غاصبان حکومت ثبت نکرده است. نام بلال در زمره‌ی یاران ممتاز امام علی (ع) که در خانهٔ حضرت تجمع کردند، مشاهده نمی‌شود؛ هرچند در میان یاران غاصب خلافت نیز نام او مشاهده نشده است.

دعوت به اسلام:

ابوبکر تلاش گسترده‌ای کرد که افراد از طریق او به اسلام در آیند؛ چرا که می‌دانست اینان سرانجام پیامبر اکرم (ص) را به پیامبری خواهند پذیرفت و اگر از مسیر او پیامبر را بپذیرند، و به‌واسطهٔ او مسلمان شده باشند، در آینده سوءنیت او را نمی‌پذیرند.

ب: تشکیل سازمان

مأموریت دوم ابوبکر این بود که سازمانی تشکیل دهد، و گروهی را گرد هم آورد که به خلافت وی پس از پیامبر (ص) معتقد باشند. بدیهی است هرچه این سازمان زودتر تشکیل شود، سریع‌تر می‌توانند نفوذ کنند و برای خود چهره‌ای مناسب در نزد مردم بپردازند؛ بنابراین پایهٔ سازمان نفاق در مکه گذارده شد. وی کسانی را فراخواند و هستهٔ اصلی را تشکیل داد و با گذشت زمان کسانی را به سازمان افزود. در ادامه، شواهدی بر تشکیل سازمان توسط ابوبکر و رهبری وی بر آن، ارائه خواهد شد:

دعوت ویژگان به اسلام:

ابوبکر کسانی را به اسلام دعوت می‌کرد که اولاً: او را قبول داشتند؛ ثانیاً: از قریش بودند. روشن است اگر ابوبکر بخواهد سازمانی را با این افراد تأسیس کند، رهبر این سازمان خواهد بود. مورّخان کسانی را که به‌دست ابوبکر مسلمان شده‌اند، چنین برمی‌شمرند:

عثمان، ابوعبیدة بن جراح، طلحه، عبدالرحمن بن عوف، زبیر، سعد بن ابی‌وقاص، عبیدة بن حارث و ارقم بن ابی‌الارقم.

۹۸/۱۱/۲۸

وبگاه منتظران

تعداد صفحات : 3

آمار سایت
  • کل مطالب : 33
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 6
  • بازدید کننده امروز : 5
  • باردید دیروز : 17
  • بازدید کننده دیروز : 17
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 105
  • بازدید ماه : 68
  • بازدید سال : 3749
  • بازدید کلی : 61155
  • کدهای اختصاصی